X
تبلیغات
مدرسه کشتی آزاد شهریار - مراسم باشکوه تاسوعا در مدرسه کشتی شهریار

مدرسه کشتی آزاد شهریار

مراسم باشکوه تاسوعا در مدرسه کشتی شهریار

مراسم باشکوه تاسوعا در مدرسه کشتی شهریار

------------------------------------------------------------

همیشه هیئت و عزاداری و نوحه رو به سبک خاصی دوست داشتم.

به سبک خالصانه...عاشقانه و بی ریا.

اما متاسفانه این سبک مورد نظرم رو هیج جا نتونستم پیدا کنم.

همیشه با ریا رو به رو بودم و ادا و مسخره بازی!!!

از سال ۱۳۸۷تصمیم گرفتم تا ایام سوگواری به محله ی سابقمون(خزانه ی بخارائی)برم.اونجا مکانی بود که تقریبا میشه گفت خوب بود...از نظر تعداد کم بود...اما کیفیت نسبتا خوبی داشت.و از طرفی بانی اون هیئت پدر بزرگ مرحومم بود و من رابطه ی دوستانه و خوبی با عزاداران اونجا داشتم.

محرم سال ۱۳۹۱ هم بدین ترتیب بود.و من از عزاداری خود احساس آرامش میکردم.تا این که توسط استاد خوبم و مربی کشتی برادرم،جناب آقای "مهدی قاسمی جو"خبردار شدم که هر ساله مراسمی در روز تاسوعای حسینی و در هیئتی با نام "عاشقان پهلوان کربلا" در خانه ی کشتی انقلاب شهریار برگزار میشه...

شاید باورش برایتان سخت باشد اما من شب قبل تاسوعا خودم را از خزانه بخارائی به خانه مان که در اندیشه قرار دارد رساندم و برای ظهر روز تاسوعا برنامه ریزی کردم.

روز تاسوعا فرا رسید.

دوربینم را آماده کردم تا هر آنچه که میبینم به تصویر بکشم...

با شتاب هرچه تمام به سمت ماشین های شهریار حرکت کردم.

از سره کوچه ی شهید کیانی که باشگاه کشتی در آن قرار دارد همه چیز معلوم بود!

جماعتی که همه مخلصانه ایستاده بودند...

نه جنگی بر سره غذا بود...و نه داد و بی دادی برای برداشتن علم و دوقل و تبل!!!

ظاهرا دیر رسیده بودم.

اما برکت آن سفره زیاد بود و به من هم غذا رسید.

در سالن همه بودند...

از فرنگی کار و آزاد کار بگیر ...تا جودوکار و بوکسور...

همه یک دل شده بودند و خصومت را فراموش کرده بودند.

نام ها زیادند که اگر بخواهم به همه ی آنها اشاره کنم مجالی برای ادامه نمیابم.

اما اگر نام بعضی ها نگویم کم کاری کرده ام و این بعضی ها افرادی بودند که هر یک قدمی را برای پیشرفت کشتی برداشته اند.

من جمله:آقایان؛عبدالوند(رئیس اداره ی ورزش شهریار)،اکبر طهماسبی(رئیس اسبق کمیته ی داوران کشتی)سالار عبدولی(داور بین المللی کشتی)محمدرضا جعفرلو(مربی کشتی آزاد)علی محمدی(کاپیتان اسبق تیم ملی کشتی فرنگی)داوود عابدین زاده(قهرمان ملی کشتی فرنگی در وزن۸۴کیلوگرم)و بسیاری از ستارگان کشتی آزاد...

پس از خوردن ناهار عکس های بسیاری از مراسم انداختم و آماده بودم برای سورپرایز نهایی...

سورپرایزی که آقای قاسمی در مورد آن با من صحبت کرده بود...

عزاداری بدون دایره و تنبک!!اصطلاحی که آقا مهدی از آن استفاده کرد و الحق که به جا بود...

بیرون از باشگاه صفی طویل و طولانی در حال تشکیل بود...نا خوداگاه خودم رو در صف سینه زنی دیدم!

کنار دو تن از اولیای دوست داشتنی قرار داشتم که فرزند آنها حریف تمرینی برادرم بودند.آقایان مجیدیان و محمدی.

با شروع نوحه خوانی مداح همگی شروع به سینه زنی کردیم...

از قهرمانان و مربیان گرفته تا نونهالانی که به این ورزش زیبا(کشتی)روی آورده بودند.

صف بسیار منظم و مرتبی بود...کسی به خاطر جا دعوا نمیکرد!

تو این صف از موهای فشن و شلوارای تنگ و چسبون و ابروهای برداشته خبری نبود!

تو این صف ۹۹٪به فکر عزاداری بودند و ۱٪هم به فکر زیباتر کردن مراسم عزاداری...

در این مراسم خبری از دخترای آواره بی حجاب از اخلاق به دور نبود...ازونایی که تا ماه محرم میاد به فکر کارناوال میگردند و تا اون سره دنیا هم دنبال پسرا میان و گوشی بدست ادا و اصول در میارند!!

هیئت هیئت امام حسین بود و منی که تا به امروز همچین هیئتی را فقط در مناطق جنوب شهری دیده بودم آن هم نه به این زیبایی شوکه کرد!

از خانه ی کشتی تا امازمزاده ای که در خیابان انقلاب قرار داشت سینه زدیم و از این مراسم عرفانی و الهی فیض بردیم.

در انتها رو به روی امامزاده دعای فرج خواندیم و همگی ره سپار شدیم...هر یک به سمت مسیر خود.

و منی که هنوز شوکه بودم از شدت هیجان فقط سکوت کرده بودم...

تاسوعای حسین (علیه السلام)تمام شد...

و من باورم شد که آری...

هنوز هم خوبی هست...

هنوز هم پاکی هست...

و هنوز هم قهرمان و پهلوانانی هستند که بدون ادعا در صف هایی ساده بایستند و برای پهلوانانی که روزی از روی شجاعت در شرایطی نابرابر در راه حق جنگیدند و کشته شدند سینه  بزنند و عزاداری کنند...

اسم این هیئت را به درستی برگزیده اند...

(هیئت عاشقان پهلوان کربلا)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 1:24  توسط شاهین رحیمی  |